هر شیر پاک خورده ای اکنون خبر شده

از فتنه ای که جامه ی سبزش بدر شده

 هر شیر پاک خورده ای اکنون خبر شده

سنگین ترین شکست زمان شد نصیبشان

این دست ایزد است ، دمی جلوه گر شده

این نقشه ی یکی دو نفر که نبود و نیست

 ریشه کجاست ، فتنه چنین مستمر شده؟

آخر مگر که فتنه ی سبز از فلک رسید؟

 این چشم خصم ، از چه رهی دیده ور شده؟

پندار من به گوش دلم بانگ میزند

 شاید ز بردن دو سه نامی حذر شده

گوساله ای که سامریان حلقه اش زدند

 اینجا میان جلد زمان مستتر شده

صحبت ز همصدایی و وحدت میاورند

حالا که تیغ نقشه شان بی ثمر شده

حاجت نبود اینکه ریاست شود نصیب

اینها بهانه بود ،که حس خطر شده

دشمن نشان نمود و منافق نشانه رفت

 بر قلب سیدی که دگر خون جگر شده

پنهان نبود بر کسی آن جاده نفاق

اکنون عیان بدیده ره خیر و شر شده

خوابش بخیر،مگرنه که ما شیعه زاده ایم

تا آخرین نفس ،به پای علی ایستاده ایم

مولا بیا که جان به لب عاشقان رسید

 سید علی به راه شما ، دیده تر شده

مولا بیا که خسته از این داغ غربتیم

جانا بگو که موسم ختم سفر شده

این نامه ای که از سر سوز و گلایه هاست

بحر طویل بوده ، کمی مختصر شده

ما مردمان کوفه نبودیم و نیستیم

این سینه ها برای تو مولا سپر شده

باز آ دگر پناه دل خسته ، العجل

حالا که پای ثانیه ها خسته تر شده

تو کجای قصه بودی داداشی؟

سر تو یه کم بالا کن داداشی

 یه نگاهی هم به ما کن ، داداشی

میدونم "صدای آمریکا" میگه که

به ما بی اعتنا شی ، داداشی

رادیو فردا و پس فردا !!! ولی

 نمیخوان خیر ما ها رو ، داداشی

بگو چی شد ، چرا اخمالو شدی؟

 دشمنی کردی با قانون ، داداشی

ما پائین شهری و بی مال و منال

شما اون بالا نشستی ، داداشی

خوش به حالت اگه ماهواره داری

 ما کانال شیش هم نداریم ، داداشی!

خوش به حالت که صدای اجنوی

میاد از توی اتاقت ، داداشی

ماشینا ی آنچنانی دارین و

 ما ژیان ، حتی نداریم ، داداشی

شنیدم گوگوش میاد به جشنتون

چه سعادتائی دارین ، داداشی!!!

میبینم دارن هوای کار تو

آقا زاده های تجریش ، داداشی

نه بخیلیم که حسودی بکنیم

 نه باهات دشمنی داریم ، داداشی

گفتی از همت و از باکری ها

با کف و سوت و هیاهو ، داداشی

یعنی هیچکدومه این بسیجی ها

 یادگار جبهه نیستن ، داداشی؟

تا الان چند دفه با پای خودت

تا بهشت زهرا رفتی ، داداشی؟

قبرای پاک شهیدا رو دیدی؟

براشون جواب چی داشتی ، داداشی؟

غیر کوبیدن همرزم شهید

تو چه افتخاری داشتی ، داداشی؟

میدونی چار تا اسیر اونجا داریم؟

توی چنگ صهیونیستا ، داداشی؟

چار تا شیر ، چار تا دلاور ، مثه کوه

همون همرزمای همت ، داداشی

میدونی سخته اسارت کشیدن؟

 توی دست صهیونیستا ، داداشی؟

دست کم بخاطر هموطنات

با ما هم صدا میگشتی داداشی

خوب علیه غزه میدادی شعار

خوش به حال صهیونیستا داداشی!

خوش به حالمون ، که اَمثال شما

توی این مملکت هستن ، داداشی

وقتی بانک و مسجد آتیش میزدن

تو کجای قصه بودی داداشی؟

فکر نکن مثل تو بودن همشون

 که فقط شعار میدادی داداشی

وقتی با آتیش و با چوب و چماق

با تفنگ اومده بودن داداشی

سپر بلای اونها شدی تو

راسی راسی خبر نداری داداشی؟

من هزار تا حرف نا گفته دارم

محرمش فقط تو هستی داداشی

آمریکا و صهیونیستا یه جوری

تو رو بازی دادن الان ، داداشی

تا بیای به نفعشون شعار بدی

با خودت لج کنی انگار ، داداشی

به کارات فکر اگه کردی جون من

یقه ی ما رو رها کن ، داداشی!

کوچکترید از آنکه مرا زیر و رو کنید

کوچکترید از آنکه مرا زیر و رو کنید

حتی اگر هر آنچه که دارید رو کنید

کوچکترید از آن که بدانید من کی ام

از کوهها نام مرا پرس و جو کنید

خاشا کها ی سبز مخالف ! منم درخت

باید که ریشه های مرا جستجو کنید

من ریشه در شقایق پر خون ، نشانده ام

گلهای سرخ باغ مرا خوب ،بو کنید

خاشا کهای سبز مخالف ! منم درخت باید

که ریشه های مرا جستجو کنید

خاشا کهای سبز! من ایستاده ام

این سینه ام که خنجرتان را فرو کنید

برمن مباد ؛ تیغ شما زخمی ام کند

باید به خواب ، مرگ مرا آرزو کنید

گر چه باشد در نوشتن شیر، شیر

مى رسد از خم ندایى دلپذیر      کز ره آمد کاروانى با بشیر

بر على امر ولایت را سپار           کاو بود شایسته تاج و سریر

مدعى را با على هرگز مسنج      گر چه باشد در نوشتن شیر، شیر
جز مسیر حق هر راهى مپوى     هست راه رستگارى این مسیر


سبز علوی کجا و سبز ...


یکی از فرزندان حضرت آیت الله محمد تقی بهجت، چندی پیش در گفت‌وگو با یکی از مقامات به بیان برخی از حالات آخرین روزها و ساعات عمر این مرجع وارسته و عارف پرهیزگار پرداخت.

 

به گزارش رجانیوز، فرزند آیت الله بهجت با اشاره به همزمانی روزهای پایانی عمر پدر بزرگوار خود با سفر رهبر انقلاب به استان کردستان، در بیان حالت روحی ایشان، بهحساسیت این مرجع تقلید نسبت به سلامتی رهبری اشاره کرد.

 

ایشان در ادامه افزوده است، این موضوع سبب شدتا معظم له برای سلامتی رهبر انقلاب چندین ختم ویژه صلوات و ذکر را گرفتند و مداومت بر این ختم ها که برای سلامتی رهبر انقلاب بوده است تا آخرین ساعات عمر حضرت آیت الله بهجت ادامه داشته است.

 

پیش از این نیز بارها اخبار مختلف و متفاوتی از ابراز علاقه این مرجع عارف نسبت به ولی امر مسلمین جهان در جمع خواص و نزدیکان معظم له مطرح بوده است، چنانکه برخی از پیش بینی رهبری آیت الله خامنه ای سال ها پیش از رهبری ایشان توسط این مرجع بزرگ فقید خبر داده اند.

آبروی همه مسلمانان؛ اشک ما را چرا درآوردی؟:

دیشب این طبع، بی‌قرار شما
خواست عرض ارادتی بکند
دست کم از دل شکسته‌تان
واژه‌هایم عیادتی بکند
***
چشم بد دور، عمرتان بسیار
کس نبیند ملالتان آقا!
ما نمردیم خون دل بخوری
تخت باشد خیالتان آقا!
***
چیست روباه در مصاف شیر؟!
چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور
می‌شود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشی‌ات پر از فریاد
در تو آرامشی است طوفانی
«الذی انزل السکینه» تو را
کرده سرشار از فراوانی
***
واژه‌ها از لبت تراویدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفریدند در دل مردم
عزت، آمادگی، حماسه، حضور
***
این حماسه همه ز یمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندی
رهبرا! تا ابد ولی محبوب
در دل عاشقان خود ماندی
***
سهم دلدادگان تو سلوی
قسمتِ دشمنان تو سجیل
رهبری نیست در جهان جز تو
که ز امت چنین کند تجلیل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاری است انقلاب چون کوثر
هان! «فصل لربک وانحر»
***
گرچه در باغ سینه‌ات داری
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتی اما نمی‌روی چو حسین
تا ابد زیر بار بدعت‌ها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لب‌ها
ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد
***
جان ایران! چه شد که جانت را
جان   نا قابلی  گمان  کردی؟!
آبروی  همه  مسلمانان
اشک   ما   را   چرا   درآوردی؟!
***
جسم تو کامل است، ناقص نیست
می‌دهد  عطر  یک  بغل  گل  یاس
دستت  اما  حکایتی  دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!

 

شعر حجت‌الاسلام جواد محمدزمانی

دیگر از این همه نیرنگ به تنگ آمــده است
با علی لشکر شبرنگ به جنگ آمـده است

هان ببینید چه دندان به غضب می سـایند
کـه به پیکـار "علـی" شیـر عـرب مـی آینـد

فـاش پیـداست کـه از غیـظ برافـروختـه اند
و چه کیـن ها که در انبان دل اندوخته اند *

ظـــاهـــرا  غصــهء میراث پـیـمـبـــر  دارنـــد
تــا علــی را مـگـر از مسنـد دیـن بـر دارنـد

پس چه در خانه نشستیم؟ علی تنها ماند
منتظــر بهـر چـه هستیم؟ علـی تنهـا مـاند

پـای در معـرض حفـره اسـت، مراقب باشیم
کـوفــه آبستـن کفــر اسـت، مراقـب باشیـم

با ولـی باش مگـو راه ولایـت سخــت اسـت
آنکــه هـم پـای ولایـت نـرود بـدبخــت اسـت

این چه فتنه است که آفت زده ایمــان ها را
"ایـن عمــار" کـه روشـن بکنــد جــان هـا را

"ایـن عمــار" کــه تـبـیـیــن حقــایق بکند**
"ایـن عمــار" کــه از دسـت شمــا دق بکند؟

خصم در گوشه نشسته است که تزویر کند
نکـنــد بــاز تــو را فـتـنــه زمـیــن گـیــر کـنــد

نکـنــد بــا شـتـــر مـعــرکــه هـمـــراه شـوی
نکـنـــد مـثـل "بنی ساعده" گـمــراه شـوی

خـصــم خـصــم است ولو یار نمــاید خود را
در پــس دیــن تــو انـکــار نـمـــایـد خـــود را

دشمن این مرتبه قرآن سر نی خواهـد بـرد
آنکه مرداست به این مسأله پی خواهدبرد

نـیــزه نـیــزه اسـت ولـو بـر ســر او قـرآن هـا
کفر کفری است که بر خواستـه از ایمان ها

نیزه نیزه است ودراین غائله خون خواهد ریخت
کفر از این سجده بی مغز برون خواهد ریخت

شک نکن بعـد ولی روح ولا خواهد سوخت
کودکی در کبد کرب و بلا خواهد سوخـت...


متن صحبت را در این لینک بشنوید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* قد بدت البغضاء من أفواههم و ما تخفی صدورهم أکبر (کینه از چهره آنها پیداست لیک آنچه در دل نهفته اند بیشتر است) **اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری آنجا که می فرمایند:یکی از کارهای مهم جناب عمار تبیین حقیقت بود چون جناح مقابل که جناح معاویه بود تبلیغات گوناگونی داشتند. این کسی که خودش را موظف کرده بود جلوی این جنگ روانی بایستد عمار یاسربود. وقتی می‌دید جایی اختلا‌ف بینشان افتاد. و بگومگو می‌کنند، خود را سریع به آن‌ها می‌رساند و برایشان صحبت می‌کرد و حقایق را تبیین می نمود و گره‌ها را باز می‌کرد. نقش نخبگان هم این است که این بصیرت را نه فقط در خودشان، بلکه در دیگران نیز به‌وجود بیاورند.

چرا موسوی از غار بیرون آمد؟

واکنش‌های فعالین رسانه‌ای به ادعای میرحسین موسوی مبنی بر اینکه طی مدت 20 سال گوشه‌گیری رسانه‌ها حتی یک بار سراغ من نیامدند، همچنان ادامه دارد و افرادی که طی این سال‌ها، تلاش‌های ناکامی برای گفت‌وگو با نخست‌وزیر دهه‌ی 60 داشته‌اند، با انتشار اسناد و خاطرات خود به این دروغ آقای موسوی برای توجیه انزوای 20 ساله پاسخ می‌دهند.

به گزارش رجانیوز، در جدیدترین نمونه، وحید جلیلی سردبیر سابق ماهنامه سوره و سردبیر فعلی ماهنامه راه، 3 مکاتبه‌ی خود با موسوی را در اختیار خبرنگار ما قرار داد.

بر مبنای این مکاتبات در تاریخ‌های 26 شهریور 84، 9 مهر 84 و 21 اسفند 87 درخواست مصاحبه از موسوی مطرح شده که وی به هیچ‌یک از این نامه‌ها پاسخ مثبت نداده است.

این در حالی است که میرحسین موسوی گفته بود: در طول مدت این چند سال رسانه‌هایی که حتی همین امروز هم از نشان دادن برنامه کوچکی از من طفره می‌روند حتی یک بار هم به سراغ من نیامدند. شما به من می‌گویید که در این سال‌ها سکوت کردم ولی من به هیچ وجه سکوت نکردم بلکه در معرض محرومیت از فضای رسانه‌ای بودم ولی در حد محدودی که می‌توانستم، نظریات خود را صراحتاً بیان می‌کردم.

متن و تصویر این مکاتبات در ادامه آمده است:

--------------------------------------------------------------------------------

تاریخ: 26 شهریور 1384

باسمه تعالی

جناب آقای میرحسین موسوی

ریاست محترم فرهنگستان هنر

سلام علیکم

با توجه به گذشت 8 سال از ریاست حضرتعالی بر فرهنگستان هنر خواهشمند است وقتی را برای گفت وگو در زمینه عملکرد فرهنگستان مقرر فرمایید.

محوری های گفت‌وگو به قرار زیر است:

1- میزان انطباق سیاست ها و برنامه های فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی با دیدگاه های بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره هنر (متن پیام امام به هنرمندان پیوست می باشد)

2- تفاوت های عملکرد فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی با دیدگاه های هنری و سیاست های فرهنگی رژیم سابق.

3- جایگاه عدالت خواهی و اسلام ناب در عملکرد 8 ساله مهندس میر حسین موسوی در فرهنگستان هنر.

با تشکر

وحید جلیلی

سردبیر ماهنامه سوره 26/6/84

--------------------------------------------------------------------------------

تاریخ: 9 مهر 1384

باسمه تعالی

برادر گرامی حضرت آقای مهندس میرحسین موسوی دامت برکاته

ریاست محترم فرهنگستان هنر

سلام علیکم

بنا به نامه رئیس دفتر آن جناب، آقای محمدی بخشمند در پاسخ به درخواست گفت و گوی مجله سوره، پی نوشت فرموده اید: "با تشکر معذورم". ضمن تجدید احترام و ارادت به محضر آن بزرگوار عرضه می دارد معمولاً واژه "معذور"، پسوند "مأمور" است و تا آنجا که ما می دانیم حضرتعالی در ریاست بر فرهنگستان هنر نه تنها "امربر" نبوده اید که به خاطر حسن شهرتتان و هیبت موجه و مکرمتان بسیار هم امیر بوده اید. به نظر می رسد ادعای معذوریت با توجه به مفهوم "مسئولیت" در جمهوری اسلامی چندان موجه نباشد.

تنزه طلبی و انزواگرایی نیز از ویژگی های عمده جریانی است که در قاموس حضرت امام(ره) با نام تحجر و قاعد شناخته می شود و با توجه به دغدغه های جدی حضرتعالی نسبت به جریان تحجر و تفکر متحجر دینی (که آخرین نمونه اش در بیانه دلسوزانه حضرتعالی در آستانه دور دوم انتخاب ریاست جمهوری رخ نمود)، انتظار است که این گوشه گیری تنزه طلبانه را کنار گذاشته و مشتاقان زیارت را ناامید نگذارید.

مضافاً آنکه بلاخره در "جمهوری" اسلامی که گروهی به دنبال تبدیل آن به دیکتاتوری دینی و حذف نظارت بر مسئولان و بستن فله ای مطبوعات و رسانه ها هستند، توقع پاسخگویی داشتن یک نشریه فرهنگی از یک مدیر که بیش از 10 سال در یک مسئولیت مستقر بوده و میلیاردها تومان از بودجه بیت المال با قلم او به مخارج فرهنگی تبدیل شده، چندان توقع بی‌جایی نیست و مطالبه عدالت و پاسخگویی مسئولان گامی جدی در مبارزه با سانسور، اختناق و دیکتاتوری است.

ضمن آنکه پرسش ما هم که طفل دبستان عدالتخواهی میر حسین موسوی هستیم، چندان پرسش غریبی نیست. سؤال ما از آن مظهر عدالتخواهی و مستضعف گرایی که در روزگاران درازی نقطه امید ما در مبارزه با ریاکاران و قاعدان بوده، این است که در مدت بیش از 10 سال ریاست بر فرهنگستان هنر چه تلاشی برای مبارزه با استضعاف هنرمندان انقلاب اسلامی و دمیدن روح تعهد در هنر و پرداختن به هنری که راه و رسم مبارزه با مستکبران را بیاموزد و نقاط کور معضلات را نشان بدهد، انجام داده اید.

زیاده عرضی نیست.

ارادتمند و ملتمس دعا

سردبیر ماهنامه سوره- 9/7/84

--------------------------------------------------------------------------------

تاریخ: 21 اسفند 1387

باسمه تعالی

جناب آقای مهندس موسوی

ریاست محترم فرهنگستان هنر

سلام علیکم

پیرو درخواست ناکام مانده مصاحبه با حضرتعالی در سال 1384، اکنون که بحمدالله قفل سکوت را شکسته‌اید، خواهشمند است وقتی را جهت گفت‌وگو پیرامون گفتمان انقلاب اسلامی در عرصه هنر و عملکرد فرهنگستان هنر در این زمینه در اختیار مجله فرهنگی- تحلیلی "راه" قرار دهید.

در صورت تمایل می توان بخشی از مصاحبه را نیز به شاخص های تحجر از دیدگاه حضرت امام(ره) اختصاص دهید.

با تشکر

وحید جلیلی

سردبیر "راه" 21/12/87

کم‌سوادی در علم لغت یا دروغ‌گویی برای جلب رأی؟

ادعای میرحسین موسوی مبنی بر نشستن دکتر احمدی‌نژاد زیر پرچم خلیج عربی در اجلاس دوحه نمونه دیگری از کلکسیون دروغ‌گویی‌های فردی است که دولت خود را در صورت پیروزی دولت صداقت می‌داند.

به گزارش رجانیوز، موسوی چندی پیش در اجتماع دانشجویان زنجان گفته بود: در زمینه‌ سیاست خارجی شاهد تناقض‌های متعددی هستیم؛ مثلاً درباره مسائل ملی صحبت‌هایی می‌کنیم اما بعد زیر پرچمی می‌نشینیم که در آن به جای نام خلیج فارس، نام خلیج عربی درج شده است.

این در حالی است که به این شایبه همان 2 سال پیش که در رسانه‌ها مطرح شد، پاسخ داده شده بود. در آن زمان نیز اصحاب رسانه ای مخالف دولت قصد داشتند تا با اتکا به عکسی که در آن احمدی نژاد را دراجلاس سران دول عربی حاشیه خلیج فارس رسانه ای شده بود، وی را به بی توجهی به عنوان "خلیج فارس" و به رسمیت شناختن نام "خلیج عربی" متهم کنند.

اما آنچنان که در عکس مشخص است، عبارت پشت سر احمدی نژاد در این عکس "دول الخلیج العربیه" است. این عبارت اگر چه با شیطنت برخی از این افراد به "دولت‌های خلیج‌عربی" معنا شد، اما توضیح‌های کارشناسان زبان که بعضاً از چهره های اصلاح طلب هم بودند، باعث شد تا آنان در آن زمان از این خطای فاحش عقب نشینی کنند. با این حال، بار دیگر و در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، این سوژه گویا مورد مناسبی برای تخریب‌های مهندس موسوی علیه دکتر احمدی‌نژاد شده است.

دو سال پیش، کارشناسان زبان عربی برای این طیف توضیح دادند که "ة" تانیثی که بر سر "العربیة" آمده، با توجه به مذکر بودن لفظ "الخلیج"نمی تواند صفت آن باشد.

آنان توضیح دادند به این دلیل و بنابر قواعد ابتدایی زبان عربی، مشخص است که این صفت به کلمه "دول" که جمع مکسر "دولة" و بنابراین مؤنث است، تعلق دارد.

اما اخیراً هم‌زمان با موسوی یک سایت خبری متعلق به تیم مذاکره کننده سابق هسته ای نیز تلاش کرد تا با احیای این شبهه مرده، آبروی از دست رفته اش در جریان افشاگری های اخیر احمدی نژاد را پوشش موازی دهد.

رئیس جمهور اخیراً با اشاره به حواشی قرارداد "ننگین" سعدآباد، آن را عامل جری شدن دشمنان ایران علیه کشورمان دانسته بود.

سایت مذکور در همین راستا و پس از آنکه از زبان سرپرست سابق تیم هسته ای "دولت" را به افشای برخی اسناد درباره بی کفایتی "تهدید"کرد، در مطلب جداگانه ای نوشت: "آیا حضور جناب آقای احمدی‌نژاد در کنار تابلوی «خلیج عربی» باعث عزت ملی ایرانیان شده است یا سیاست‌های هوشمندانه و مذاکرات مقتدرانه نظام در سال‌های 82 تا 84؟".

سفر احمدی‌نژاد و حضور وی به عنوان اولین رییس جمهوری ایران، در اجلاس سران کشورهای خلیج فارس برای این رسانه آنقدر سنگین بود که حتی با اعلام خبر حضور احتمالی احمدی‌نژاد در این اجلاس حملات تخریبی خود را سازمان دادند.

حضور احمدی‌نژاد در این اجلاس که پس از جنگ ایران و عراق تاسیس شده و از ابتدا بنای کار خود را مقابله با نفوذ و صدور انقلاب اسلامی ایران و همچنین حمایت همه‌جانبه از رژیم بعث عراق در جنگ تحمیلی بنا نهادند، خود نشانه‌ای از پذیرفتن ایران به عنوان قدرتی مسلم در منطقه بود.

گفتنی است برخلاف ادعاهای مشابه، احمدی‌نژاد تنها رئیس جمهوری است که حاضر نشد دربرابر شائبه یک مقام عالی‌رتبه عربی درباره این اسم سکوت کند.

امیر قطر زمانی که در سفر به ایران از خلیج فارس با عنوان جعلی "خلیج" نام برد ، با واکنش سریع احمدی‌نژاد روبرو شد. وی در برابر خبرنگاران هم بدون در نظر گرفتن تعارفات سیاسی-دیپلماتیک این موضوع را به وی گوشزد کرد که خلیج فارس تنها یک نام دارد و آن هم "خلیج فارس" است.