ما بی شماریم

سلام.حتما همه شما شعار « ما بی شماریم » جلبکی ها را شنیدید.


 



 


ولی خدایی عجب جمعیتیه !!!!

خوب شد این هممممممممممممممه آدم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! انقلاب نکردن

 

اعلام هشدار وزارت بهداشت درباره دومین بیماری خطرناک واگیردار سال

طبق اخرین ازمایشات محققان این بیماری خطرناک اگرچه باعث مرگ نمی شود اما عوارض شدیدی چون زندگی در توهم – کوری شدید دربرابر حقایق-کر شدن در برابر واقعیات- و انگشت نمای خاص و عام شدن را در پی خواهد داشت.

هم چنین در اطلاعیه وزارت بهداشت هتاکی و فحاشی-عربده کشی - اعمال خشونت و اویزان کردن ملزومات سبز به خود از جمله علائم این بیماری معرفی شده است

البته شایان ذکر است که این بیماری مانند بیماری انفولانزای نوع اول همه مردم را تهدید نمی کند و اقلیتی موسوم به سبزپوشان اموی قربانیان اصلی این بیماری هستند
در اخرین بند اطلاعیه وزارت بهداشت امده است با توجه به ضایع شدن دسته جمعی و کمر سبز اموی شکن مبتلایان به بیماری در روز سیزدهم ابان احتمال حادتر شدن عوارض بیماری در مبتلایان افزایش یافته است.هم چنین پیش بینی می شود افسردگی هم به علائم و عوارض این بیماری افزوده شود
وزارت بهداشت اعلام کرده که متاسفانه تا کنون موفق به کشف دارویی برای درمان این بیماری نشده است اما تنها مسکن موجود برای ان چشم اندازی همراه با امید برای رسیدن به بهار سال اینده است(قربانیان بزک هایی هستند که نباید بمیرند تا بهار بیاید)
در پایان این اطلاعیه وزارت بهداشت به هم وطنان عزیزمان اطمینان داده است که این بیماری کاملا کنترل شده است و دیگر هم وطنان (به جز اقلیت سبز اموی)را تهدید نمی کند. وزارت بهداشت هم چنین این مژده را به عموم مردم داده است که چندین مورد بهبودی یا تمارض به بهبودی در ماه های اخیر مشاهده شده است. مخفی کردن ابتلا به بیماری به دلیل شکست های پیاپی هم این روزها فراوان به چشم می خورد.

سفر کاری

۶۶روز پیش یکی از همان‌هایی که امروز مردم با تعبیر " آقازاده " صدایش می‌کنند به یکی از کشورهای خارجی سفر کرد ونزدیک به دو ماه است که در آنجا اقامت دارد و البته هنوز هم قصد برگشت ندارد و این طور که بویش می‌آید حالا حالا هم قصد برگشت نخواهد داشت . البته فکر نکنم لازم باشد ولی طبق وظیفه‌ام می‌گویم، این " آقازاده " کسی نیست جز "م.ه "و آن کشور خوش آب و هوای اروپایی که ایشان به آن سفر و یا هجرت کرده است جایی نیست جز کشور دوست! ما "انگلیس "که همیشه اسم آن برای ایرانیان همراه بوده با هزار خاطره تلخ و شاید هم در ظاهر شیرین!

وقتی که "م.ه "به لندن رفت بیشتر مردم فکر می‌کردند که این سفر فراری است که هیچ وقت هم برگشتی نخواهد داشت ولی مدتی که گذشت با ابهام‌زدایی که مسئولین دانشگاه آزاد از افکار جامعه داشتند معلوم شد که این سفر تنها یک ماموریت کاری است که از جانب آقای جاسبی به آقای "م.ه "محول شده تا وی برای بررسی عملکرد دانشگاه آزاد  و چه و چه به لندن برود.

البته نمی توان مردم را به خاطر این نتیجه‌گیری زود‌هنگامشان شماتت کرد چون تقریباً شواهد و قراین زیادی برای این نتیجه‌گیری وجود داشت. این نشریه اضافه کرده است: مثلاً یکی از این موارد افشای نقش "م.ه " در پشت پرده اغتشاشات اخیر بود. این ماموریت بد‌هنگام زمانی به عهده وی گذاشته شد که بیشتر هم‌دستان و زیردستان او دستگیر شده بودند و خود را برای حضور در دادگاه برای اثبات جرم‌هایشان آماده می‌کردند. بسیاری از این افراد در دادگاه به نقش خود و نیز نقش محوری که "م.ه " و عبدالله در حوادث اخیر داشتند اعتراف کردند و یکی از نقش‌های مهم در حوادث اخیر را به "م.ه " منتسب کردند، غافل از اینکه وی برای گسترش علم و دانش اسلام‌محور که در دانشگاه‌های آزاد ایران آموزش داده می‌شود به یکی از خطرناک‌ترین مکان‌هایی که این دانشگاه در آنجا شعبه دارد رفته است! "م.ه "هم بعد از اینکه این بی‌مهری‌های دوستان پیشین خود را دید این مسئله را تاب نیاورد و در رسانه‌های غربی و شرقی و برخی رسانه‌های جمهوری اسلامی اقدام به موضع‌گیری در خصوص این اعترافات دوستانش کرد.

نویسنده این مطلب در بخش دیگری از یادداشت خود یادآور شده است: در اعترافاتی که دوستان "م.ه " داشتند او را موثرترین فرد در راه‌اندازی سایت جمهوریت با همراهی عبدالله جاسبی می‌دانستند. البته نقشی که جاسبی در این سایت داشت خیلی مهمتر از نقشی بود که "م.ه "برعهده داشت چون بنا به گفته متهمان اغتشاشات، مکان و امکانات راه‌اندازی این سایت را جاسبی از اموال شخصی خودش که مردم با نام بیت‌المال و اموال دانشگاه آزاد می‌شناسند، تقبل کرده بود. البته برای این که یک موقع ذهن شما خواننده عزیز به جاهای بد که به نوعی خط قرمز دانشگاه آزاد است کشیده نشود، باید بگویم که همه کارهایی که عبدالله در این انتخابات انجام داد برای رضای خدا و پویایی صحنه انتخابات بود که بعد از 22 خرداد شاهد آن بودیم." جمهوریت " تنها یکی از رسانه‌هایی بود که مدیریت و خط دهی اصلی آن را "م.ه " در دست داشت . همین آقای "م.ه " در طی فعالیت‌های انتخاباتیش سایت‌های زنجیره‌ای زیادی را با پول‌هایی که اصلاً هم از بیت‌المال نبوده است! راه‌اندازی کرده بود که از این زنجیره هنوز هم تک و توکی سایت فعال هستند که به امر خطیر ... اشتغال دارند. البته در بعضی موارد یکسری از خبرها از زیردست دست‌اندرکاران این سایت‌ها در می رود و بعداً معلوم می شودکه این خبرها کمی دور از واقعیت بوده‌اند و مستندهای ارائه شده برای این خبرها  هنوز به وجود نیامده است !

در پایان این یادداشت نیز چنین آمده است: ولی بازهم با همه این گمانه‌های بدی که در مورد "م.ه " زده می‌‌شود، بازهم اینکه فکر کنیم وی به خاطر این حرف‌ها از کشور فرار کرده، کمی دور از ذهن است! درست است که این اتهامات هنوز در دادگاهی که متهم در آن حاضر باشد تا بتواند از خود دفاع کند، ثابت نشده است ولی با فرض اینکه همه این حرف‌ها درست هم باشد باز هم خیلی آقایان و خانم‌های دیگری هم هستند که جرم‌شان برای همه ثابت شده است ولی به پای میز محاکمه نرفته‌اند. پس بهترین راه برای "م.ه " این است که زودتر به کشور بازگردد تا یک تودهنی محکم! در دهان کسانی که می‌گویند او از ایران فرار کرده است بزند و نشان بدهد که مثل عبدالله، شجاع و مدبر است و حتی اگر کوهی از پرونده‌های قضایی داشته باشد با زیرکی می‌تواند بی‌گناهی خود را نشان دهد و مثل جاسبی که برای نشان دادن حسن‌نیتش اقدام به وقف دانشگاه آزاد که قبلاً ما فکر می‌کردیم بیت‌المال است و قابل وقف نیست، کرده است، می‌تواند راه فراری به غیر از ترک ایران برای خودش جور کند.

 منبع : ستاره کویر

سبز لجن در حال فرو رفتن است آماده اجکت باشید

بعد از به افتضاح کشیده شدن جنبش سبز تصمیم گرفتم به جای اثبات لجن بودن لجن،خورشید رو به کسایی که پشتشون رو بهش کردن نشون بدم و تو این هوای ابری و گرگ و میش که پیدا کردن حقیقت سخت شده فقط از حقیقت نورانی امام خامنه ای بگم چون دیدم حمایت بزرگبانوی شیطان پرستی،فلان خواننده ی طرد شده از ایران،فلان منافق،فلان رپر و فلان....از جنبش سبز اموی یه جورایی باعث تقویت جنبش سبز علوی میشه و به همت این دوستان کار ما آسون شده و ماها باید بریم تو حوزه های دیگه فعالیت کنیم.اما اخیرا عکسهایی دیدم که حیفم اومد ازشون استفاده نکنم.مجبور شدم عهدمو بشکنم و باز از حقیقت جنبش سبز اموی بگم.

و حالا عکسهای کمی خنده دار و البته تامل برانگیز از این جنبش:






با دیدن این تصویر پی بردیم آنها حق داشتند که معتقد به تقلب بودند چون ظاهرا آنها هرکدام دو نفر هستند نه یک نفر پس تبعا باید 26میلیون رای می اوردن نه13!!


و اما دو تصویر زیر:

تصویر اول مربوط به سایت روزنامه اعتماد است و تصویر دوم متعلق به روزنامه اعتماد است که از نسخه PDF روزنامه آورده شده؛ قسمت‌های نشان داده شده در عکس اول در عکس دوم وجود ندارد!باز هم فتوشاپ...


ما همه سرباز توئیم خامنه‌ای / گوش به فرمان توئیم خامنه‌ای

ای ید بیضای خمینی سلام / آینه دار آینه‌ات مستدام

 

مکتب ما از نفست جان گرفت / کشور ما رایح ایمان گرفت

 

در دل تو نور خدا دیده‌ام / رافت و تقوا و رضا دیده‌ام

 

دست خدا بر سر ما خامنه‌ای / دست تو در دست خدا خامنه‌ای

 

ما همه سرباز توئیم خامنه‌ای / گوش به فرمان توئیم خامنه‌ای

 

پرچمی تو بر بلندای زمان / بر مناره بانگ عشقی و اذان

 

وسعتت از درک عالم بیشتر / از زمان اندیشه تو بیشتر

 

دست خدا بر سر ما خامنه‌ای / دست تو در دست خدا خامنه‌ای

 

ما همه سرباز توئیم خامنه‌ای / گوش به فرمان توئیم خامنه‌ای

 

فتنه امروز ما از خیبر است / راه چاره ذوالفقار دیگر است

 

ذوالفقار امروز در دست علی است / شیعه آن باشد که پابست ولی است

 

ما بسیجی جان فدای رهبریم / باده‌نوشان از زلال کوثریم

 

با علی همراه قرآن گشته‌ایم / آنچه او فرمود‌ه است آن گشته‌ایم

 

دست خدا بر سر ما خامنه‌ای / دست تو در دست خدا خامنه‌ای

 

ما همه سرباز توئیم خامنه‌ای / گوش به فرمان توئیم خامنه‌ای

رهبر من نور چشمان من است

رهبر من نور چشمان من است  

عشق او آیین و ایمان من است

ذوالفقار حیدری   در دست او     

 طاعتش میثاق و پیمان من است

سیدی از نسل پاک فاطمه(س)    

 هم ز نسل شیر یزدان من است

در ولایت وارث آل نبی (ص)       

 جانشینی از امامان من است

همچو مه تابد به قلب شیعیا ن  

 نائب خورشید پنهان من است

در هدایت سوی حق آرد مر ا

 این هدایت سمت قرآن من است

دوستانش دوست می دارم همی   

دشمن او  دشمن جان من است

آنکه مهر او ندارد در وجو د

 بی گمان هم کیش نادان من است

در سخن چون ابر می بارد به دل  

 در کویر خشک باران من است

در حضورش موج دریا دیده ام   

در کلامش راحت جان من است

در نگاهش غرق دریا می شو م  

 واژه هایش در و مرجان من است

قلب تارم را صفایی می دهد  

جامع فکر پریشان من است

من مرید آن دل وارسته ا م

 او مراد و پیر عرفان من  است

بوی یوسف می دهد پیراهنش   

 گرچه خودیعقوب کنعان من است

من چو سنگم او چو کوه بیستون    

 من چو مورم او سلیمان من است

من چو بلبل او چو باغ پر زگل

 من چو برگ او سرو بستان من است

نام او ورد زبانم روز و شب  

عشق او درد است ودرمان من است

آرزوی دیدنش دارم به دل  

در فراقش شهر زندان من است

ای خوش آن روزی که بینم رهبرم

 ساعتی در خانه مهمان من است

روی خوبش با دو چشمت دیده ای

چهره اش چون ماه تابان من است

غرق دریای تهاجم را چه غم

 ناجی کشتی ز طوفان من است

گر چه دشمن نقشه ها دارد بسی

حامی او حی سبحان من است

در امانت او ‹‹ امین ››انقلا ب

در شجاعت شیر میدان من است

راه او باشد ره پیر خمین (ره)

رهرو راه شهیدان من است

افتخار ما بود ‹‹ سید علی ››

 سرور من جان جانان من است

چون فقیه وعالم است ودین شناس

مرجع تقلید دوران من است

روز ششم ماه تیر از سال شصت

 رهبرم جانباز ایران من است

ای خداوندا نگهدارش تو با ش

 چون دعای او نگهبان من است

شعر امروزم که وصف رهبر است

 بهترین اشعار دیوان من است

گویا مهدی(عج) چنین گوید که او  

 بهترین اصحاب و یاران من است

 

   

 

رهبر من نور چشمان من است  عشق او آیین و ایمان من است

 

 

ذوالفقار حیدری   در دست او      طاعتش میثاق و پیمان من است

 

 

سیدی از نسل پاک فاطمه(س)     هم ز نسل شیر یزدان من است

 

 

در ولایت وارث آل نبی (ص)        جانشینی از امامان من است

 

 

همچو مه تابد به قلب شیعیا ن   نائب خورشید پنهان من است

 

 

در هدایت سوی حق آرد مر ا  این هدایت سمت قرآن من است

 

 

دوستانش دوست می دارم همی   دشمن او  دشمن جان من است

 

 

آنکه مهر او ندارد در وجو د  بی گمان همکیش نادان من است

 

 

در سخن چون ابر می بارد به دل   در کویر خشک باران من است

 

 

در حضورش موج دریا دیده ام   در کلامش راحت جان من است

 

 

در نگاهش غرق دریا می شو م   واژه هایش در و مرجان من است

 

 

قلب تارم را صفایی می دهد  جامع فکر پریشان من است

 

 

من مرید آن دل وارسته ا م  او مراد و پیر عرفان من  است

 

 

بوی یوسف می دهد پیراهنش    گرچه خودیعقوب کنعان من است

 

 

من چو سنگم او چو کوه بیستون     من چو مورم او سلیمان من است

 

 

من چو بلبل او چو باغ پر زگل  من چو برگ او سرو بستان من است

 

 

نام او ورد زبانم روز و شب  عشق او درد است ودرمان من است

 

 

آرزوی دیدنش دارم به دل  در فراقش شهر زندان من است

 

 

ای خوش آن روزی که بینم رهبرم  ساعتی در خانه مهمان من است

 

 

روی خوبش با دو چشمت دیده ای        چهره اش چون ماه تابان من است

 

 

غرق دریای تهاجم را چه غم  ناجی کشتی ز طوفان من است

 

 

گر چه دشمن نقشه ها دارد بسی                    حامی او حی سبحان من است

 

 

در امانت او ‹‹ امین ››انقلا ب       در شجاعت شیر میدان من است

 

 

راه او باشد ره پیر خمین (ره)        رهرو راه شهیدان من است

 

 

افتخار ما بود ‹‹ سید علی ››          سرور من جان جانان من است

 

 

چون فقیه وعالم است ودین شناس         مرجع تقلید دوران من است

 

 

روز ششم ماه تیر از سال شصت  رهبرم جانباز ایران من است

 

 

ای خداوندا نگهدارش تو با ش  چون دعای او نگهبان من است

 

 

شعر امروزم که وصف رهبر است        بهترین اشعار دیوان من است

 

 

گویا مهدی(عج) چنین گوید که او   بهترین اصحاب و یاران من است

 

 

هر که می باشد علی ، باشد غریب

ای قلم از قدرتی غالب بگو

از علی ابن ابی طالب بگو

 از علی ، مرد سیاست ، مرد دین

 از علی ، تنها ترین مرد زمین

 این حقیقت از ازل باشد عجیب

هر که می باشد علی ، باشد غریب

 رنج از دست خوارج بس کشید

 تیغ بر روی علی ، ناکس کشید

کربلا را رو برو داریم ما

استخوانی در گلو داریم ما

 جنگ شد ، پروانه گشته ، سوختیم

از خمینی درس عشق آموختیم

 بعد از آن پیر جمارانی خود

با چراغ چشم بارانی خود

 راه حق را جملگی در یافتیم

 حضرت سید علی را یافتیم

 بیعتی کردیم کاین عین ولاست

حضرت سید علی روح خداست

 دل به فرمان ولی داریم ما

 گوش بر امر علی داریم ما

 ای خوارج کز ز مولا خسته اید

یادتان رفته است که پیمان بسته اید؟؟

 غم برای نان و عنوان می خورید؟

رنج آب و غصه نان می خورید؟

مثل شیطان مهره چینی می کنید

 انقلاب ضد دینی می کنید

 سامریها با قلم بت ساختند

 فتنه در دامان دین انداختند

حرفی از اعماق ایمان می زنم

با لب و حلق شهیدان می زنم

 از چه از کف داده ا ید آن سوز خود

حرف و فعل و باور دیروز خود؟؟

 راه شرق و غرب را چون یافتید

از امام خویش رو برتافتید

روح ایمان را ،حقیقت چون ولی است

شارح اسلام من سید علی است

 بیش از ایوب و هم از یوسف فزون

در دل مولا علی درد است و خون

 رنج شعرم انشعاب زخم اوست

خون دل خوردن به عالم ،سهم اوست

 دست اگر اندازد به سوی ذوالفقار

امتی دارد سراسر سربدار

 عاشقان از درد دین غوغا کنید

 هان مبادا پشت بر مولا کنید

 یاد می آرید که آن میدان مین

بچه های جبهه در فتح المبین

 عاقبت برخورد افتد اتفاق

جنگ مرصاد است پایان نفاق

 ختم حرفم این و باقی والسلام

بچه های جبهه ، فرزند امام

 نایب مهدی ، ولی داریم و بس

در جهان سید علی داریم و بس

 

بی آنکه انتخاب شود منتخب رسید!

جوحی به حج واجب ماه رجب رسید

 همراه شیخنا که به درک رطب رسید

می خواست تا شراب طهوری دهد به ما

 جوشید آنقدر که به آب عنب رسید

صبحی به منبر آمد و فرمود باک نیست

گر واجبات رفت به ما مستحب رسید

از نو صلا زدند که ما را وجب کنند

 از رأی‌ ها به شیخ همان یک وجب رسید

 مشت و وجب برای همین آفریده شد

بی آنکه انتخاب شود منتخب رسید!

جمعی وضو نکرده دویدند در صفوف

 آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسید

صفین و نهروان و جمل نوش جانشان

 این کوفیان که مِهر علی شان به سب رسید

 هر کس که دم زد از ادب مرد حرف بود

هرکس که فحش داد به فیض ادب رسید

بعد از سه ماه شعبده رنگ و ننگ و زنگ

 آیینه شکسته شان از حلب رسید

شکر خدا که عابد و زاهد به هم شدند

این از جلو در آمد و آن از عقب رسید

 دنبال کرسی اند بر این سنگ آسیا

دندان کرم خورده شان تا عصب رسید

 با غرب و شرق مسخره بازان یکی شدند

 نوبت به ریشخند سران عرب رسید

 گوساله های سامری از طور آمدند

با سبز اشتری که بر آن بولهب رسید

چیزی نبود حاصلشان از هجوم وهم

جز مشت ریسمان که به کام حطب رسید

 خاموشی ام مبین که در این آتش نفاق

 روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید