مادر شهرزاد میرقلیخان زن ایرانی زندانی در آمریکا با بیان آخرین وضعیت دختر خود در زندان آمریکا گفت: تمام مدارک دادگاه بازنگری حکم شهرزاد آماده است ولی هیچ قاضی حاضر به بررسی آن نمی شود.

بلقیس روشن مادر
شهرزاد میرقلیخان زن ایرانی زندانی در آمریکا در گفتوگو با خبرنگار بین
الملل خبرگزاری فارس درباره آخرین وضعیت دختر خود در زندان گفت: شهرزاد از
طریق وکیل خود درخواست دادگاه استیناف کرده است ولی با وجود اینکه مدارک
مورد نیاز دادگاه آماده شده است هیچ قاضیای حاضر به بررسی پرونده او
نمیشود و به همین خاطر است که دادگاه تجدید نظر برگزار نشده است.
*این دفعه اولی نیست که وکلای شهرزاد قادر به دفاع از او نیستند
وی افزود: این دفعه اولی نیست که وکلای شهرزاد قادر به دفاع از او
نیستند. ما هزینه زیادی برای گرفتن وکیل برای شهرزاد کردیم که نه تنها کمکی
به شهرزاد نکردهاند بلکه برخی از آنها در دادگاه به ضرر او صحبت کرده اند
و به همین خاطر ما مجبور شده ایم که وکیل های او را تغییر دهیم.
روشن گفت: براساس قوانین آمریکا به دلیل اینکه دادگاه حکم قطعی برای
شهرزاد صادر کرده است اجازه ملاقات دارد. ما با وجود هزینههای بالای سفر
به آمریکا برای ملاقات با دخترمان از طریق سفارت آمریکا در دوبی اقدام
کردیم که به ما ویزای سفر به آمریکا را ندادند. ضمن اینکه شهرزاد از ما
خواسته که برای دیدن او به آمریکا سفر نکنیم و می گوید همانطوری که من را
بدون دلیل دستگیر و زندانی کردند ممکن است شما را هم دستگیر کنند.
* شهرزاد بر اثر خوردن غذای آلوده دچار عفونت شدید شده است
شهرزاد ماه گذشته بر اثر خوردن غذای آلوده در زندان دچار عفونت شدید شد
تا جایی که بدن و صورت او پر تاول های چرکی شد. با وجود عفونت زیاد و تاول
های چرکی در صورت و بدن شهرزاد پزشکان زندان برای او آنتی بیوتیک تجویز
نمی کردند تا اینکه هفته گذشته به دلیل شدت عفونت برای او آنتی بیوتیک
تجویز کنند.
شهرزاد همچنین به دلیل آلودگی در زندان دچار کچلی شده است که ما با
دکترهای ایرانی مشورت کردیم که آنها به ما گفتند باید موهای سرش را
بتراشد. ما در تماسی که داشتیم این مساله را با او در میان گذاشتیم ولی او
گفت در زندان زنان هم جنس باز موهای سر خود را می تراشند به همین خاطر
نمیتوانم موهای سر خود را بتراشم.
* اگر نتوانیم برای شهرزاد پول بفرستیم ارتباط مان با او به طور کامل قطع می شود
آخرین باری که با شهرزاد صحبت کردیم به هفته گذشته برمی گردد و قرار
است که امشب با ما تماس بگیرد. ما برای اینکه او بتواند با ما تماس بگیرد
مرتب برای او پول می فرستیم که البته چند وقت است که امکان ارسال پول برای
ما از بین رفته است و شاید اگر نتوانیم راهی برای ارسال پول به شهرزاد
پیدا کنیم تنها ارتباط ما با دخترمان که ارتباط تلفنی است از بین برود. ما
حتی از ماه اسفند سال گذشته نامه ای هم از او دریافت نکرده ایم.
دولت آمریکا به بهانه انجام کارهای مربوط به امور دولتی شهرزاد
میرقلیخان را برای سفر به آمریکا دعوت کرد. دولت آمریکا حتی برای شهرزاد
بلیط سفر به آمریکا را نیز تهیه کرد ولی به محض ورود او به فرودگاه آمریکا
به او دستبند زدند و به زندان منتقل کردند.
میرقلیخان که در زمان دستگیری یعنی 3 سال پیش، تنها 26 سال داشت و با
اینکه مادر دو دختر دوقلو است، تاکنون در زندان آمریکا بهسر میبرد.
آمریکا با این ادعا که همسر سابق شهرزاد، محمود سیف، سعی داشته عینکهای
دید در شب را از اتریش به ایران صادر کند، شهرزاد را در غیاب او بازداشت و
از سوی دادگاه فدرال فلوریدا محکوم به پنج سال زندان کرد؛ ادعایی که هیچ
گاه ثابت نشد.
انتهای پیام/
پیام فضلی نژاد در این گفتگو پیرامون شباهت استراتژیک فرقه مشائیه با سیاست
جذب و هضم عطاءالله مهاجرانی می گوید: «پس از پایان دفاع مقدس و با آغاز
دهه 1370 برخی از دولتمردان و از جمله «عطالءالله مهاجرانی» (معاون حقوقی-
پارلمانی رییس جمهور وقت در دولت سازندگی) پروژهای را با عنوان «سیاست جذب
و هضم» در ایران پیش میبردند و حتی آن را در چارچوب یک «استراتژی امنیتی»
میدیدند و معتقد بودند این سیاست «ضریب امنیت ملی» ایران را افزایش
میدهد. فرض آنان این بود که اکنون نظام کاملاً تثبیت شده و حالا ما
میتوانیم با بازگرداندن عدهای از برجستهترین روشنفکران لیبرال و
نویسندگان سکولار خارجنشین به ایران تصویری شایسته از کشورمان ارائه دهیم.
هدف این سیاست ابتدا «جذب» برخی عناصر فکری اپوزیسیون خارج کشور در جمهوری
اسلامی و سپس تلاش برای «هضم» آنان در «تفکر انقلابی» بود. همین معنا را
آقای «سیدمحمد خاتمی» نیز در لابهلای شعارهایی چون «ایران برای ایرانیان»
تکرار میکرد که «مخالف» را به «منتقد» و «منتقد» را به «موافق» تبدیل
میکنیم و امروز هم شبیه همین حرفهای آقای خاتمی را از گوشه و کنار
میشنویم. آقای مهاجرانی برای صورتبندی این سیاست اتفاقاً از یک مقدمه
درستی پیروی میکرد، اما هم اجرا و هم نتیجه حاصل از آن، چنانکه دلایلش را
خواهم گفت، نتیجه کاملاً فاسدی بود و کلاً به «نقض غرض» انجامید. شما در
همین دوره میبینید که آمریکاییها هم دقیقاً همین سیاست را دنبال کردند و
برای اجرای پروژه «براندازی نرم» به دنبال «جذب و هضم» مسئولان نظام در
اندیشههای لیبرالی بودند. در نتیجه دیدیم که فرجام سیاست جذب و هضم در
ایران برعکس شد و دیدیم کارگزاران این پروژه مثل مهاجرانی جذب و هضم
اپوزیسیون شدند و سر از بی.بی.سی و خانه ابراهیم گلستان (جاسوس برجسته
اینتلیجنس سرویس انگلیس) درآوردند! این را به شما بگویم که جریان موسوم به
«فرقه مشاییه» هم که متاسفانه از این سیاست شکست خورده پیروی می کند، اگر
این روند پرشتایش را متوقف نسازد، به زودی سرنوشتی جز سیاه روزی مهاجرانی و
سیاستمداران امثال او نخواهد یافت و همانطور که درباره آقای سیدمحمد خاتمی
در سال 1386 گفتیم که دوست نداریم ایشان را روزگاری در میان اپوزیسیون
برانداز طبقه بندی کنیم، درباره این جریان هم همین را می گوئیم.»
گفتگوی تفصیلی پیام فضلینژاد،
پژوهشگر موسسه کیهان، در 45 صفحه و در نخستین شماره ماهنامه «فرهنگ عمومی»
(مجله تخصصی فرهنگ و اندیشه) به صاحب امتیازی «شورای فرهنگ عمومی کشور»،
مدیرمسئولی «منصور واعظی» و سردبیری شهریار زرشناس
منتشر شد. شماره اول از دوره جدید ماهنامه «فرهنگ عمومی» (نیمه آذر 1389)
با آثاری از استاد رضا رهگذر، یوسفعلی میرشکاک، استاد شهریار زرشناس، دکتر
احمد رجبی، علامه مصباح یزدی، استاد سیدمهدی میرباقری، استاد علی معلم
دامغانی، دکتر اکبر جباری و... به چاپ رسیده و شامل گفتگو با استاد رضا
داوری اردکانی درباره «وضعیت علم و پژوهش در ایران» و حجتالاسلام علی ثقفی
درباره «سفر مقام عظمای ولایت به شهر مقدس قم» است. در نخستین شماره این
ماهنامه مطالبی مانند بررسی فلسفی و نقادانه پدیده «جنگ نرم» (چگونه
امپریالیزم لیبرال کودتا میکند؟)، انتشار «لیست سیر مطالعاتی» برای
دانشجویان علاقهمند به «غربشناسی انتقادی»، گزارش ویژه از «سفر تاریخی
رییسجمهور به لبنان» (قدرت نرم اسلام ناب در برابر عملیات امنیتی
صهیونیسم)، «تاملاتی پیرامون پروژه عقلانیت و معنویت مصطفی ملکیان» و
«تبارشناسی حلقه کیان» به چشم میخورد.
صراط
نیوز پیش از این بخش نخست این گفتگوی مفصل را منتشر نمود و اکنون بخش دوم
از متن کامل و منتشر نشده این گفتگوی خواندنی و استراتژیک را تقدیم
خوانندگان محترم می نماید.
داشمند روسی ؛ الکساندر پروخانوف محرم امسال را در تهران و قم، مهمان
ایرانیان بود. او در انتهای حضورش در ایران یادداشت ویزه ای برای روزنامه
کیهان فرستاده که در آن مطالبی بسیار خواندنی از جامعه ایران مطرح شده است.
از جمله اینکه "ایرانیان قطعا بمب اتمی دارند" با هم این یادداشت خواندنی
را می خوانیم.
تازه از ایران بازگشته ام: شهرهای مدرن و جاده های عالی، سیلی از اتومبیل
ها و آسمان خراش های بلورین که در چهارراه ها و بلوارهای پرجمعیت واقع شده
اند. منزل کوچک و ساده ای که آیت الله خمینی رهبر کبیر ایران در آنجا زندگی
می کرد، کسی که انقلاب روحانی بی سابقه ای را در جهان انجام داد و ایران
را در کانون تمدن جهانی قرار داد. مساجد و مقبره های شگفت انگیزی که مانند
صدف برق زده و گنبدهای طلایی خود را به آسمان نیلگون بلند کرده اند.
شهر مقدس قم که قدرت روحانی ایران درآنجا متمرکز شده است و دانشگاه ها و
مدارس اسلامی فراوانی که سوره ها و آیات قرآن را در آنجا مطالعه و تفسیر می
کنند. ملاقات هایی با کارگزاران، وزراء، روشنفکران و سردبیران روزنامه های
برجسته کشور انجام شد. گفتگوهایی با فقها نیز بعمل آمد. بازدید از مراکز
رایانه ای بعمل آمد، جائی که در سالن ها و آزمایشگاه های با تجهیزات عالی،
برنامه های رایانه ای طراحی می شوند. قرآن به کمک این نرم افزارها با
تعابیر و تفاسیر مختلف مورد مطالعه قرار می گیرد. گفتگوهایی با تکنوکرات ها
و دانشمندان داشتم که در مورد نوسازی ایران و برنامه هسته ای آن کشور بود.
در مراسم تعزیه مذهبی عاشورا شرکت کردم، مراسمی که هزاران مسلمان شب هنگام
به خیابان های شهرها ریخته و در عزاداری شهادت امام حسین شرکت می کنند.
من در درون صدها هزار نفر از مردم عزادار ایران که ناله و گریه می کردند و
همچنین در میان علم های سنگین وزن که با پر شترمرغ تزیین شده بودند، حرکت
می کردم. در کنار من جوانان، کودکان و پیرمردان ریش سفید حرکت می کردند و
بطور نمادین خود را با زنجیر می زدند تا غم و همدردی خود را نه تنها با
امام شهید، بلکه با همه غم زدگان جهان، رنج دیدگان و تمامی کسانی که حقوق
آنها بطور ناعادلانه پایمال شده است را ابراز کنند.
من اینگونه برای خود نتیجه گیری کردم که آری، ایران معاصر بمب دارد. این
بمب، همان سیمای جامعه و همان نظام اجتماعی و معنوی است که ایران پس از
انقلاب اسلامی با آن وارد صحنه جهانی شد و تمامی نظام سلطه گر جهانی را به
چالش کشید.
این نظام و جامعه- تکامل معنوی، بینش معنوی و حس عدالت الهی را در کانون
حیات بشری قرار می دهند و به این اصل واقعاً یک مفهوم فراگیر جهانی می
بخشند. زندگی دنیوی، عرف انسانی، معیشت، فعالیت انسانی، حرفه ها، علوم و
کردار دنیوی را از نظر ارزش های آسمانی مورد تفکر قرار داده و توجیه خود را
در مکتب دینی و نیت الهی بدست می آورند.
انرژی که انسان به زندگی خود اختصاص می دهد برای مصرف دیوانه وار و ارضای
هوس های بی معنی و مزمن، رفع نیازها، بوالهوسی ها و شهوات نیست، بلکه برای
دستیابی به کمال، خلاقیت، جستجوی حقیقت و تطبیق زندگی دنیوی با زندگی بی
پایان الهی و آسمانی است.
ایران کشور باشگاه های شبانه و مراکز تفریحی، رستوران های مجلل و بارهای
استریپ تیز، شهوت رانی و لذت پرستی نیست. در ایران اتکای بی انتها به این
زندگی زودگذر- که بایستی در جریان آن لذت های بیشتری را بدست آورد، خریداری
و پس انداز کرد- را مشاهده نمی کنید. ایران، کشور دانشگاه ها و بسیاری از
مدارس، کشور کتابخانه ها و کرسی های واعظین، کشور ملت جوان خوشبین و به دور
از الکل است، کشوری که عقل ملت جوان آن با هذیان الکل و مه مواد مخدر کدر
نشده است. هنر و فلسفه ایران، رفتار نیک با یکدیگر، با طبیعت و تمامی جهان
مادی و معنوی را آموزش داده، احساسات حیوانی درون انسان را رام کرده و
ماهیت باطنی و الهی را در انسان بیدار می کنند.
عدالت- نکته اصلی فلسفه دینی و کشوری ایران است. همین عدالت است که در
ایران نوع خاصی از دموکراسی را بوجود آورده است، اصل انتخابات از جمله
مقررات الزامی و برطرف نشدنی ایران است و شامل مجلس، احزاب، نهاد ریاست
جمهوری و قدرت مذهبی روحانی می شود. آیت الله که رهبر عالی است و قدرت
مذهبی و روحانی را در اختیار دارد از آسمان برای مردم نازل نشده، بلکه ثمره
انتخاباتی است که در محیط روحانی برگزار می شوند. حکومت ایران به دور از
تصمیمات خودسرانه و انفرادی است. حکومت ایران تعداد بی شماری از مصالحه ها و
هماهنگی ها است که بین چند مرکز نفوذ و قدرت بعمل می آیند. همین هماهنگی
ها و جستجوی دایم مصالحه ها است که باعث می شوند تا فرآیند سیاسی ایران تا
حدی کند شده، ولی از طرف دیگر، آن را بسیار موزون، منسجم و به دور از فراز و
نشیب های تند نگه داشته است.
ایران تنها کشور مردان جوان پویا و فعال نیست. ایران کشور زنان جوان و
آراسته که کاملا احساس آزادی می کنند نیز است. زن ایرانی موجودی اخمو، قوز
کرده، فاقد حقوق و زندانی در پیله خود نیست. زن ایرانی عضو زنده و فعال
جامعه ایران است و در کنار مردان به سیاست، علم و فرهنگ می پردازد و
تحصیلات کیفی را دریافت می کند. زن ایرانی از طریق نهادهای سیاسی و فرهنگی،
اینترنت و مطبوعات آزاد با جامعه ایران ارتباط دارد و در این جامعه همراه
با مردان نقش مهم و برجسته ای را ایفا می کند.
من ضمن بازدید از کلاسهای دانشگاهی، آزمایشگاه های علمی، مدارس فقهی و
خیابانهای شهرهای ایران همیشه انرژی جوان و خروشانی که در همه جا بود را
احساس می کردم. این انرژی همان پلاسمای گرما هسته ای است که نظام مدیریت
دولتی و اجتماعی کشور آن را درک کرده و به کار گرفته است. این انرژی قادر
به شگفتی آفریدن در پیشرفت علمی و فکری، دلاوری نظامی و بصیرت الهی است.
آیت الله العظمی خمینی این انرژی را زنده کرد. او مردی صالح بود که پس از
تبعید به تهران آمد و میلیون ها نفر از ایرانیان مؤمن و حقیقت جو که توپ ها
و مسلسلهای شاه را شکست داده بودند را به سوی انقلاب هدایت کرد.
تنفر آمریکا از ایران در تمایل آمریکائیها برای تصاحب ثروتهای بی شمار لایه
های نفتی ایران نیست، در ترس از مشاهده بمب اتم در دست نظامیان ایران و
تمایل سلطه بر این منطقه بسیار حساس خاورمیانه نیست. ترس و تنفر غرب از
ایران به این خاطر است که ایران با نظام دولتی و اجتماعی خود تمام جهان غرب
را که جهانی فرتوت، متکبر، متجاوز و در حال نابودی است، به چالش کشیده
است.
غرب که اقتدار خود را بر کیش ثروت، پول، بازارهای اوراق بهادار و مصرف
دیوانه وار استوار کرده است، نیروهای زنده بشریت را تباه کرده و امروز این
جهان با شکست مواجه شده است.
ایران الگوی رفتاری دیگر و سازماندهی دیگری از جامعه که بر مبنای هماهنگی
زمین و آسمان، ماشین و انسان، روح و ماده است را پیشنهاد می کند. سیمایی که
ایران به جهانیان عرضه می کند، بسیار جذاب است. شاید دقیقاً در همین جا،
در ایران است که پس از فروپاشی شوروی که نتوانست اندیشه عدالت را تحقق
بخشد، تلاش دلخواه و مطلوب بشریت برای ساخت جامعه هماهنگ و ایده آل تحقق
یابد.
ایران دشمنان بسیاری دارد. آنها کشور را محاصره کرده و تحریم های اقتصادی و
نظامی را اعمال می کنند. دانشمندان هسته ای ایران را به قتل رسانده، از
ایران چهره اهریمنی ساخته و آن را در جلوی چشمهای افکار عمومی جهان تبدیل
به هیولای وحشتناک می کنند.
جای بسی تأسف است که روسیه در این نبرد خیر و شر به دشمنان ایران ملحق شده و
از شر جانبداری می کند. روسیه خود را در جهان فرتوت در حال مرگ و محکوم به
نابودی قرار داده و از ثروت مهم تاریخی خود، یعنی اندیشه عدالت دست کشیده
است. روسیه قرن بیستم را در تلاش برای تحقق این اندیشه سپری کرد.
من شب در میان انبوه مردم تهران حرکت می کردم. صدای طبل ها و غریو شیپورها
گوشم را پر کرده بودند. پرهای شترمرغ بر فراز من تکان می خوردند. در میان
آتش ها، چهره آیت الله خمینی به من می نگریست. میلیون ها نفر که به خیابان
ها آمده بودند با همدیگر نفس می کشیدند و همزمان به شانه و قلب خود دست می
کوبیدند. همه این صداها، ضربات و ریتم ها، ضربات دایره ها و تپش میلیون ها
قلب، یک ارتعاش خاصی را بوجود می آوردند و کوههای پیرامون شهر و ستاره های
آسمانی از آن می لرزیدند، آبهای دریاهای اطراف ایران موج می زدند و ملت ها و
کشورهای همسایه آن را می شنیدند. بنظرم آمد که این ارتعاش چهره جهان را
دگرگون ساخته است. من سعادت دارم که بخشی از این جهان دگرگون یافته هستم.
من در میان انبوه مسلمانان راه می رفتم و در همان حال با خدای ارتدوکس خود راز و نیاز می کردم و روسیه عزیز خود را دعا می کردم.
بشار اسد رئیس جمهور سوریه در گفت وگو با روزنامه «بیلد» آلمان و در پی
اصرار خبرنگار مبنی بر گرفتن موضع اخیروی علیه حکم اعدام سکینه-م (متهم به
زنای محصنه و قتل همسر خود)، اظهار داشت: شما غربی ها چطور نگران جان یک زن
ایرانی هستید اما نیم میلیون کشته عراقی را براحتی فراموش می کنید؟ به نظر
شما آیا نیم میلیون شهروندی که تاکنون در عراق کشته شده اند، تصویری است
که غرب می خواهد از خود به نمایش بگذارد و آیا اگر بخواهیم همین پرسش را در
مورد افغانستان مطرح کنیم، پاسخی در موردش وجود دارد؟
به گزارش صراط نیوز رئیس جمهور سوریه گفت: این، نمی شود که چون شما با
مسئله ای در یک کشور موافق نیستید، پس کل آن کشور یا فرهنگ آن، مشکل دارد.
چون همین الان در سوریه نیز مواردی وجود دارد که شما آن را برنمی تابید.
رئیس جمهور سوریه در ادامه در پاسخ به این سؤال که نظر شما درباره برنامه هسته ای ایران چیست؟ گفت:
ایران یک کشور بسیار مهم در این منطقه است، چه بخواهیم یا نخواهیم باید با
این مسئله به نوعی کنار بیاییم. ایران به دنبال سلاح اتمی نیست. البته می
توان در مورد آنچه که ایران در حال انجامش است، تحقیق و بررسی کرد و این
مسئله ای است که ایرانیها نیز حاضر به پذیرش اش هستند.
از 39 شهید و بیش از 90 مجروح حادثه تروریستی چابهار بسیاری از شهدا و مجروحان زن و کودک می باشند.
گروهک جندالشیطان که از عوامل انتحاری خود به عنوان شیران! یاد می کند
یکبار دیگر حتی پست تر از روباه هان به جای مواجه مستقیم با نیروهای امنیتی
و انتظامی تعدادی زن و کودک و مردم بی دفاع و عزادار حسینی را در چابهاربه
شهادت رساند.
به گزارش صراط به نقل از زاهدان پرس، شهادت 11 دانش آموز ، کودکان چند ساله
، دختر نوجوان 12 ساله ، زن و پیرمرد آخرین جنایت جندالشیطان در چابهار
بود که گروهک در پایگاه های اینترنتی اش از آن به عنوان عملیلات بزرگ ،
موفقیت آمیز و افتخارآمیز یاد می کند!

در این میان ثناء پردل شهیده دو ماهه جنایت تروریستی چابهار مانند نگینی در میان دیگر شهداء می درخشد و سند رسوایی تروریست های وهابی تا ابد خواهد بود ... طفل دو ماهه ای که بعد از صدها سال به علی اصغر حسین بن علی اقتدا کرد ... وقتی نعره حیوانی بی شاخ و دم به نام باراک اوباما به هوا خاست که ؛ زنده باد دموکراسی و حقوق بشر، می شد حدس زد که "منظورشان از بشر و حقوق او چیست؟" بشر در چشم این حیوانات ولدحرام ، سگهای صهیونیست اند و انسانهای آزاده عالم پشیزی نزد آنها ارزش ندارند. پس مرده باد حقوق بشری که غرب بخواهد منادی آن باشد.
علامه مصباح یزدی، رئیس مؤسسه آموزشی و
پژوهشی امامخمینی(ره) که چندی پیش در حاشیه یک مصاحبه از یامین پور مجری
سابق برنامه "دیروز، امروز،فردا" در قالب سئوالی انتقادی و اعتراضی پرسیده
بود: "پس چرا برنامه تعطیل شد؟!"، و با جواب ساده " چه عرض کنم!" یامین پور
مواجه شده بود، اینبار خود پا به میدان گذاشت و مسئولین صدا و سیما را
مورد انتقاد شدید قرار داد.
به گزارش سرویس سیاسی بی باک،
آنروز یامین پور حیا کرد و خطاب به حضرت علامه مصباح نگفت که علت تعطیلی
برنامه "دیروز امروز فردا" و آغاز مجدد آن با سبک و اجرایی که نشان از "
دیروز، دیروز و باز هم دیروز" دارد، درست از همان علتی نشئات می گیرد که
مسئولین صدا و سیما از ترس آنها و ایادی داخلیشان در رسانه ملی، سخنرانی
های مطهری زمان را یا پخش نمی کنند یا اگر هم از دستشان در رود و از ترس
اعتراضات مردمی مجبور به پخش شوند، در ساعاتی قرار می دهند که پیک خواب
مردم است!
امّا امروز مطهری زمان در سخنانی آتشین در هشداری به
مسئولین صدا و سیما گفت: اگر انحرافی در دینداری مردم پدید آید بزرگترین
گناه را مسوولان صدا و سیما مرتکب شدهاند که جلوی انحراف را نگرفته و دین
را به مردم معرفی نکردهاند.
علامه مصباح یزدی مصباحیزدی، صبح
امروز در همایش دین و رسانه اظهار داشت: وظیفه امروز ما این است که خودمان
دین را بشناسیم و مردم را به سمت اینکه خواهان اسلام و اجرای احکام آن
شوند سوق دهیم و صدا و سیما سنگینترین مسوولیت را در این زمینه برعهده
دارد.
مصباحیزدی تصریح کرد: رسانهها در این زمینه بالاترین نقش را
دارند تا خط امام را که همان خط اسلام است تبیین کنند و با رعایت اصول
روانشناسی مردم را به این سمت سوق دهند که خواهان اسلام و اجرای احکام آن
باشند و سنگینترین مسوولیت بر عهده صدا و سیما است.
وی در بخش
ابتدایی سخنانش با بیان اینکه دین تعاریف متعددی دارد، عنوان کرد: در یکی
از این تعاریف، دین اموری است که رابطه انسان را با خدا تنظیم میکند که
شامل اموری همانند نماز و روزه و عزاداری و سینه زنی میشود.
رییس
مؤسسه آموزشی و پژوهشی امامخمینی(ره) ادامه داد: اگر دین را به این معنا
بگیریم ارتباطش با رسانه بسیار محدود است و در همین مسائل خلاصه میشود اما
دین تعبیر دیگری هم دارد که با قرآن و روایات سازگارتر است.
وی
بیان کرد: تعریف دیگر دین از بینش و باورهای انسان شروع میشود و تمامی
ابعاد زندگی اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و ... را در بر میگیرد؛ هر چیزی از
این دیدگاه مطالعه شود دینی است.
علامه مصباحیزدی با بیان اینکه
فرهنگ سکولار غربی، دین را اموری سلیقهای و شخصی میداند، عنوان کرد:
اسلام و قرآن این دیدگاه را قبول ندارند، طبق نظر اسلام ریشههای دین اصول
دین هستند آن هم نه با تفسیر عامیانهای که ما از اصول دین یاد گرفتهایم.
وی
با اشاره به دو نگرش دو قطبی درباره انسان در جهان که یکی از نگاه
ماتریالیستی و دیگری از نگاه قرآنی به او مینگرد، اظهار کرد: در نگاه
غربی، انسان موجودی است که از اسپرم به وجود آمده و طی 90 سال یا کمتر و
بیشتر قرار است در این دنیا باشد و بعد هم نابود میشود در حالی که از نگاه
اسلام و قرآن انسان هرگز نمیمیرد و زندگی او بی نهایت است و هیچگاه نابود
نمیشود و تنها لباس عوض میکند.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی
امامخمینی(ره) تأکید کرد: در دیدگاه ماتریالیستی که تنها راه شناخت را حس
میداند نمیتوان معاد و خدا را اثبات کرد اما در نگاه اسلامی، علاوه بر
حس، عقل و وحی نیز بهعنوان راه شناخت مطرح هستند و وحی هم غیرقابل تردید
است.
وی با بیان اینکه هنوز مکاتب بشری نتوانستهاند به خوب و بد
پاسخ یقینی بدهند، تصریح کرد: بسیاری از مکاتب بشری خوب و بد را تابع
قرارداد میدانند و برایشان پسند جامعه و مردم مطرح است اما از دیدگاه
دینداران تمامی افعال اختیاری انسان هم تابع دین است.
علامه
مصباحیزدی، بیان کرد: مردم ایران ثابت کردهاند به نماز و روزه و دعای سحر
و .. علاقه زیادی دارند، اگر در دینداری مردم به همین حد اکتفا کنیم تولید
چند برنامه برای جلب رضایت آنها کافی است، اما اگر دین را به معنای دیگرش
تعریف کنیم در اینجا دیگر تنها رضایت مردم در کار نیست بلکه خدا و قیامت
در کار است و مسوولان فرهنگی ابتدا باید جواب خدا را بدهند و باید کاری
کنند که مردم علاوه بر شادی دنیوی شادی ابدی داشته باشند.
ایشان
عنوان کردند: اگر با تعریف اول از دین سر و کار داشته باشیم میگوئیم فعال
برای دنیا برنامه میسازیم اگر قیامتی هم بود چون فردا شود فکر فردا کنیم،
اما دین میگوید انسان باید در همین عمر کوتاه سرنوشت بینهایت خود را رقم
بزند، آن روز دیگر روز عمل نیست بلکه روز حساب است.
وی افزود:
براساس این نگاه دیگر مسوولان صدا و سیما تنها در برابر مجلس و دولت و مردم
مسوول نیستند بلکه قبل از همه در مقابل خدا مسوولیت دارند و برنامههایشان
نباید به زندگی دنیا معطوف باشد.
علامه مصباحیزدی، با بیان اینکه
برخی شادی دنیا را با شادی آخرت قابل جمع نمیدانند، تأکید کرد: البته
اسلام به گونهای است که میتوان شادی دنیا را با آخرت جمع کرد، هم میتوان
در این دنیا رفاه عالی داشت و در عین حال به سعادت آخرت هم لطمهای نخورد.
وی گفت: برای سنجش نسبت دین و رسانه ابتدا باید ببینیم مراد از دین کدام دین است و بعد از رابطه میان این دو سخن بگوئیم.
این
استاد حوزه علمیه در پایان تأکید کرد: اگر مراد از دین تعریف دوم است
وظیفه رسانهها بهویژه صدا و سیما در این زمینه بسیار سنگین است و اگر
انحرافی در دین مردم پدید آید مسوولان این رسانه مرتکب بزرگترین گناه
شدهاند.
اکنون این نقاشی رنگ باخته و فرسوده به مرحله ای رسیده است که به زودی توسط سازمان زیبا سازی شهرداری تهران به سرنوشت مشابه سایر نقاشی هایی از این دست دچار خواهد شد ؛ یا به کلی شهر تهران را از (شر!) آن پاک خواهند کرد ، یا طرحی مدرن و پست مدرن و خالی از نمادهای به اصطلاح خشن جای آن را خواهد گرفت که در گوشه ای از آن هم عکسی از شهید کاشته خواهد شد ، بدون شناسنامه و هویت.

نقاشی فرسوده شهید محمدحسین نواب در خیابان زرتشت
به دلیل حضور مدام در جبهه های نبرد امکان ادامه تحصیل در مدرسه شهیدین از او سلب شد![ این هم از سوابق جهادی مدرسه شهیدین] از این رو به مدرسه حضرت آیت الله جوادی آملی منتقل شد و تا پایان عمر شریف خویش جزء طلاب مدرسه سعادت محسوب می شد. او تحصیلات خود را در زمینه های فلسفه، قرآن، علوم و معارف اسلامی زیر نظر حضرت آیت الله جوادی آملی ادامه داد. محمد حسین به زبانهای عربی و انگلیسی تسلط کامل داشت و نیز به زبان بوسنیایی در حد گفتگو و تفاهم کامل مسلط بود. از آغاز هجوم قرون وسطایی قصابان صرب به سرزمین اسلامی بوسنی و هرزگوین برای انجام خدمات فرهنگی و امداد رسانی به آن دیار جنگزده شتافت .
وی همچنین به عنوان خبرنگار روزنامه کیهان در بوسنی و هرزگوین به خدمت مشغول بود.سرانجام سیدمحمدحسین نواب در شهر موستار بوسنی ، توسط جلادان کروات ربوده شد و پس از تحمل شکنجه های فراوان ، به تاریخ 8/6/1373 تیرباران گردید.
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در پیامی به مناسبت شهادت این طلبه بسیجی مرقوم فرمودند:
« شهادت طلبه بسیجی سرافراز حجت الاسلام سیدمحمد حسین نواب برای ملت ایران که حضور خود را در اقصی نقاط جهان برای دفاع از حق و حقیقت با چنین حوادث برجسته ای به اثبات می رسانند مایه افتخار و سربلندی است.»
مشرق: اکبر گنجی که سال گذشته اهانت های گستاخانه ای علیه مقدسات اسلامی داشت، طی شب های گذشته در میزگرد شبکه بی بی سی فارسی با تحریف اندیشه های حضرت امام خمینی(ره) آن امام عزیز را مورد اهانت قرار داد.
از جمله سخنان وی در این میزگرد تجلیل از رویکردهای دولت بازرگان و متهم کردن نظام اسلامی به اعدام های ضدحقوق بشری بود؛ وی در این میزگرد با ژست یک روشنفکر تمام این مواضع را اتخاذ کرد اما این در حالی است که نگاهی به مواضع این شخص در دهه 60 واقعیات جالبی را پیش روی مخاطبان قرار خواهد داد.
بر اساس دست نوشته هایی که یکی از دوستان قدیمی اکبر گنجی در اختیار مشرق قرار داده، وی در حالی اکنون با ژست روشنفکری نظام جمهوری اسلامی را متهم به اقدامات ضدحقوق بشری می کند که در اوایل دهه 60 در پاسخ به سوالی در گزینش یک نهاد، درباره اقدامات دادگاه انقلاب و اینکه کدام کارهای دادگاه انقلاب مورد تایید شما بوده و کدامیک مورد تایید شما نیست، اینچنین نوشته بود:

"آن که مورد تایید ماست، اعدام مفسدین است و آنکه نیست، برخورد مکتبی نکردن با ضدانقلاب است که هزاران ساواکی و گروه های ضدانقلاب در کمال مطلق آزادی، هر کاری دلشان می خواهد می کنند".
وی همچنین درباره استعفای بازرگان گفته است:

"ببینید، دولت بازرگان دولتی نبود که انقلابی باشد و برخوردش به
جای اینکه برخورد مکتبی باشد، یک برخورد سیاسی بود و در آن جو که احتیاج
به یک دولت انقلابی با برخورد مکتبی بوده، این دولت ازش کاری ساخته نبود و
فشار مردم از یک طرف و پیام های امام که دولت، انقلابی نیست از طرف دیگر،
و ملاقات امریکایی ها از طرف دیگر و بالاخره اشغال سفارت آمریکا
باعث استعفای دولتش شد".
همچنین اکبر گنجی درباره تفاوت انقلاب اسلامی با قیام مصدق اینچنین گفته بود که :

"قیام مصدق یک قیام ملی بود و اصلا مکتبی نبود و اختلاف مصدق و آیت الله کاشانی نیز از همینجا بود ولی انقلاب فعلی یک انقلاب مکتبی است که فقط به خاطر خدا صورت گرفت و رهبرش که تجلی امت است، کاملا مکتبی است و فقط به خاطر خدا کار میکند".
همانگونه که به وضوح مشخص است، اکبر گنجی که اکنون گستاخانه امام عزیز را در بی بی سی مورد اهانت قرار داده، دچار تناقض های رفتاری شدیدی بوده است و آنچه که به قلم خود در سالهای گذشته مکتوب کرده، 100 درصد با آنچه که اکنون در آغوش دشمنان قسم خورده انقلاب بر زبان می راند، در تناقض است